مطالب مذهبی
اگر پنجره هاي آسمان به روي آدميان بسته شود و نفحات لطيف رحماني، جان مردمان را ننوازد ،دل هاشان مي پژمرد ، انديشه هايشان پر مي ريزدو چشمه هاي عاطفه شان مي خشكد . رحمت خداوند همواره چونان آبشاري سرشار ، « از اوج آسمان » برسر و جان جهانيان فرو مي ريزد .تا عطر معنوي شان ، مشام جان را صفا دهد و منظر دلربايشان، نزهت آفريند.
آري ، باران رحمت ، پيوسته « از اوج آسمان » برما خاكيان فرو مي بارد و نور معرفت ، از جهان برين به خاكستان پايين مي تابد ، اما نهادن جان در مسير اين نسيم و گرفتن آيينه قلب در برابر تابش نور ، برخود ماست .
تو دو ديده فرو بندي و گويي :« روز روشن كو؟»
زند خورشيد برچشمت كه « اينك من!تو در بگشا .»
« احاديث قدسي » ، از نفحات لطيف الهي اند كه دل ها را صفا مي بخشد و حكمت هاي نابي هستند كه انديشه هارا صيقل مي دهند و مفاهيم ژرفي اند كه فرزانگي مي آفرينند .
در احاديث قدسي ، حلاوتي سرمست كننده و شوري شعور آفرين نهفته است و خوف و رجاء ، خشيت و رحمت ، شور و شعور ، حماسه و عرفان ، زهد وتلاش ، حكمت و حيرت و صلابت و رافت ، در هم آميخته اند .
هنگم تدبر در اين احاديث گاهي اشك شوق ، ديدگان را فرا مي گيرد و گاه ديگر ، خوف و خشيت ، دل را مي لرزاند،زماني چنان رشته هاي علاقه به دنيا در دل ، از هم مي گسلد كه تاب ماندن در بين مردمان و خدمت به خلق ، وي را چنان رهبري هدف مند،دليري مي بخشد ! اين « حكمت هاي قدسي » گاهي حيرت و شيدايي مي آفرينند و وقت ديگر ، فرهنگ و فرزانگي مي افزايند .
غفلت چرا ؟!
اي فرزند آدم !
- اگر خداوند روزي رسان توست ، پريشاني و كوشش بسيار { و حرص بر دنيا } چرا ؟!
- اگر آفرينش همه چيزها به راستي از من است ، بخل ورزيدن چرا ؟!
- اگر شيطان ، دشمن من { و تو} ست ، غفلت چرا ؟!
- اگر حسابرسي و عبور از صراط ، حق است ، مال پرستي چرا ؟!
- اگر كيفر خداوند ، حق است ، گناه كردن چرا ؟!
- اگر پاداش بهشتي حق است ، سستي چرا ؟!
- اگر همه چيز جهان به قضا و قدر من است ، بي تابي چرا ؟!
- حسرتناك آنچه از دست مي دهيد نباشيد و – نيز – براي آنچه به شمايان مي دهم شادماني نكنيد { و مغرور نشويد }.
به من پناه آوريد !
اي فرزند آدم !
- همه شما گمراهيد ، مگر آنكه من هدايتش كنم .
- همه شما بيماريد ، مگر آنكه من شفايش دهم .
- همه شما بينواييد ، مگرآنكه من بي نيازش كنم .
- همه شما هلاكيد ، مگر آنكه من نجاتش دهم .
- همه شما بد كاريد ، مگر آنكه من صيانتش كنم و از تباه كاري بازش دارم .
- پس { اكنون كه بي عنايت من راه به جايي نمي بريد } به سوي من باز آييد { و به دژ استوارم پناه آوريد } تا با شما مهرباني كنم .
- و پرده هاي { عفت وعصمت } خويش را نزد كسي كه اسرارتان بر او پوشيده نيست ،ندريد .
لااله الا الله الملک الحق المبین

ادامه دارد .


(1).jpg)




این وبلاگ فعلا بصورت آزمایشی راه اندازی شده . بنابراین هدف از راه اندازی این وبلاگ کسب آگاهی ودانایی بیشتر هموطنان بخصوص همشهریان عزیز در جهت شناخت سرزمین عزیزمان ایران وخرده فرهنگهای موجود و بهبود بخشیدن به راه ورسم زندگی بویژه روستای ترشاب می باشد.